رسواییِ ِ رسوایی
ولی رفقا هدفم از نوشتن این مطالب اینه که چند تا نکته رو از باب تذکر یادآوری کنم:
1-معیار حال فعلی افراد است،کسی که در زمان جنگ رزمنده بود و فرمانده بود و راننده ی شهید باکری بود و بیسیم چی شهید همت بود و فلان شهید تو بغلش شهید شده و "فرمانده گردان" بود و سایر عناوین خیلی خوبه،ولی حالا وضعیتش چطوره؟؟؟آخه شنیدم این آقای ده نمکی فرمانده گردان بودند.
2-فریب ظاهر را نخوریم،اینکه این فیلم زیاد سر و صدا کرد،همه رو احساساتی کرد،وقتی فیلم تموم شد تو سینما همه کف زدند و سایر توجیهات زیاد مهم نیستند.مهم اینه که ما وقتی یک هدف متعالی داریم باید وسیله مون هم متعالی باشه.
به نظر شما به بهانه ی این که میخواستیم یک روحانیِ ِعارفِ ِمتقی ِساده زیست و... رو به جامعه معرفی کنیم و سایر توجیهات،اینهمه از کثافات استفاده کنیم اینهمه صحنه های زننده و زشت رو استفاده کنیم صحیحه؟
خیلی از صحنات این فیلم خودش قوی ترین محرک شهوات و هواهای نفسانی هست(قطعا و یقینا).
3-هر کسی در کارهاش دارای اهدافی هست و نیت هایی در سر داره.به نظر شما هدف از این فیلم چی بود؟
تقویت معنویت؟نه.چرا که خود این فیلم بزرگترین ضد معنویت هست.
ترویج آموزه های دینی؟نه.چرا که این فیلم مروج فساد و گناه و زشتی و پلیدی است.
نشان دادن صفات حمیده ی انسانی؟نه.با این صحنه های فساد برانگیز!!!
البته بنده منکر بعضی نکات قابل تامل و بعضی مواعظ موجود در این فیلم نیستم.ولی شما فرض کنید ما بیاییم یک گل زیبا را در یک محل جمع آوری زباله پرورش بدیم.آیا نتیجه مطلوبی از این کار میگریم؟؟؟
پس هدف چی بود؟؟؟
وقتی ده نمکی در ایام نوروز اومده بود شبکه ی 3 ،در آخر سخنانش گفت:-به این مضمون-از هم میهنان عزیز درخواست میکنم بیان به سینما ها تا پول خوبی برا ما بمونه.(چیکیده ی مطلبش این بود).
بنده از این سخن این آقا جا خوردم و تازگی ها فهمیدم که چه خبره!!!
وقتی هدف مادیات شد می شود این.
خوب متاسفانه جامعه به این صحنه ها بیشتر رغبت داره تا ...
پس بهتر که کاری بکنیم که جامعه زیاد به آثار ما رغبت داشته باشه...
هر چی صحنه های مبتذل بیشتر ،در آمد بیشتر.
هر چی استفاده از زنان بی حجاب بیشتر ،سود بیشتر.
هر چی رنگ و لعاب زنان بی عفت بیشتر ،فروش بلیط بیشتر.
هرچی لباس زنان بی حیا تنگ تر،صندلی های سینماها پر تر.
هر چی -نعوذبالله-به سخره گرفتن ارزشها بیشتر ،کسب و کار بهتر.
اصلا هر چی دغدغه کم تر ،کاسبی عالی تر.
وقتی دغدغه از بین میره یادمون میره که وقتی دو نا محرم زیر یک سقف جمع می شوند ،شخص سوم ،شخص شیطان هست و این مکان برای انسانهای با تقوا محل فرار است نه جای قرار.
ای بابا،اصلا دغدغه چیه؟؟؟
4-دوستان نیاز به جهاد هست،نیاز به انقلاب هست،نیاز به کودتا هست.
افسار سینما و رسانه و فرهنگ باید از دست جماعت بی دین،خائن،مادی نگر،بی درد-(البته اینجا منظور شخص خاصی مثل کارگردان این فیم نیست)- گرفته بشه و به دست آوینی ها داده بشه تا این مرکب بیراهه نرود و به سمت گمراهی و انحتاط نتازد.
و این نیاز به مجاهده و انقلاب داره.
راستی کجایند آوینی ها؟؟؟
5-دوستان تعهد و تخصص باید با هم باشند تا درد جامعه مداوا شود.
اگر تعهد در کار نبود نتیجه می شود همین.و اگر تخصص نباشد و تنها تعهد باشد بازهم نتیجه می شود همین.چرا که کسانی تعهد دارند و تخصص ندارند دستانشان بسته میشود و کار می افتد به دست اشخاص...
و چه زیباست تعهد و تخصص ،همراه با بصیرت باشد و ریز بینی های دینی.و اهرم محرک همه اینها مقوله ای باشد به نام درد دین.
درد دین یعنی ایمان راسخ.یعنی پشتکار.یعنی سوختن و آه نکشیدن.
یعنی بی خیال دنیا.
یعنی همت،باکری،خرازی،زین الدین،...یعنی شهادت.
شهادت در راه ارزشها در هر میدانی که لازم باشد.یک روز میدان جنگ نظامی و یک روز میدان جنگ نرم.
درد دین یعنی در وسط میدان باش و میدان را خالی نکن.
یعنی علمداری کن و رجز بخوان.یعنی جانبازی کن و دین فروشی نکن...
که حسین(علیه السلام)تنهاست و کربلا منتظر توست...
شوق پرواز دارم ...