دریای شرم
میگویید و مجبورمان میکنید که بگوییم.
مینویسید و مجبورمان میکنید که بنویسیم.
ولیکن از چه بگوییم و از چه بنویسیم؟
از کجا شروع کنیم و در کجا به پایان رسانیم.
مگر اینهمه را مجال و یارای نوشتن است؟
و در ضمن گیرم که بنویسیم و بگوییم!
چه تاثیری خواهد داشت؟
آخر سر می شویم افراطی و تندرو!
نمیدانم اسمم را چه خواهند گذاشت و نمیدانم چه برچسبی خواهم خورد!
و اصلا مهم نیست که مرا چگونه قضاوت نمایند!
مهم اینست که هنوز پدر و مادرش فراموش نکرده اند و اگر بهتر بگویم پدرها و مادرها فراموششان نکرده اند!
هنوز وقتی اسمشان و یادشان می آید اشک در چشمهایشان حلقه می زند و بغض گلویشان را خفه می کند!
درست حدس زدید.
پدرها و مادرهای شهدا !!!
به نظر شما این پدرها و مادرها هم فیلم و تلویزیون نگاه میکنند یا نه؟
بیایید همگی دعایمان این باشد.
خدایا این فیلم و برنامه ها را از چشم این عزیزان دور نگه دار!!!آمین
این جشنواره ها که دوربین هم شرم نگاه به قسمت زنانه اش را دارد!!
این بازیگران!!!این سینماها!!!
بازهم بگویم؟؟؟
نه!!!قطره ای از این دریای شرم،امشبمان را کافیست!!!
حرف خیابان ها و ورزشگاه ها و-به ظاهر-دانشگاهها و ها و ها و ها های دیگر بماند برای شبهای دیگر...شب خوش.
کو نگاری که نجاتم دهد از بحر جفا؟؟؟
شوق پرواز دارم ...